فرهنگ کباب- داستان کوتاه

چکیده:

حدود پانصد متر دورتر از خانه‌مان، جایی که کوچه‌مان به خیابان ماشین‌رو، روی پل پرازدحامی می‌خورد، دکان قصابی محمود قرار داشت. اگر می‌فهمید که من او را قصاب نامیده‌ام سخت عصبانی می‌شد و به همه‌ی مقدسین ناسزا می‌گفت که چرا همچون ابله پستی را که مقام او را این چنین تنزل داده، به سزای عملش نمی‌رسانند.

لینک دانلود" فرهنگ کباب"